سلامت روان مردان، موضوعی است که اغلب به دلیل فشارهای اجتماعی و هنجارهای فرهنگی نادیده گرفته میشود.
در بسیاری از جوامع، از مردان انتظار میرود که «قوی» باشند، احساسات خود را پنهان کنند و بدون شکایت با مشکلات دستوپنج نرم کنند. این باور سنتی که «مرد گریه نمیکند» یا «مرد باید سنگ صبور باشد»، باعث شده بسیاری از مردان در مواجهه با چالشهای روحی، سکوت اختیار کنند که نتیجه آن انباشت استرس و در نهایت آسیبهای جدی است.
آمارها نشان میدهند که مردان نسبت به زنان، کمتر به دنبال کمکهای حرفهای برای سلامت روان خود هستند. این عدم مراجعه به متخصص، ریسک افسردگی، اضطراب و در موارد حاد، رفتارهای تکانشی و خودکشی را افزایش میدهد. فشار ناشی از تأمین مالی خانواده، انتظارات شغلی و نقشهای سنتی، همگی عواملی هستند که به سلامت روان مردان آسیب میزنند.
برای بهبود این وضعیت، تغییر دیدگاه نسبت به مفهوم «مردانگی» ضروری است. مردانگیِ واقعی به معنای سرکوب احساسات نیست، بلکه به معنای داشتنِ شجاعت برای پذیرش آسیبپذیری و درخواست کمک است. به رسمیت شناختن احساسات، صحبت کردن درباره مشکلات با دوستان یا خانواده و مراجعه به روانشناس، نه تنها نشانه ضعف نیست، بلکه نشاندهنده قدرت درونی و مسئولیتپذیری در قبال خود و عزیزان است.
جامعه، محیط کار و خانواده نیز نقش مهمی دارند. ما باید فضایی امن ایجاد کنیم که در آن مردان بتوانند بدون ترس از قضاوت شدن، درباره چالشهای خود حرف بزنند. تشویق مردان به اولویت دادن به سلامت روان، سرمایهگذاری بر روی کیفیت زندگی آنهاست. وقتی مردان یاد بگیرند که مراقبت از سلامت روان خود را مقدم بشمارند، روابط سالمتری خواهند داشت و عملکرد بهتری در زندگی فردی و اجتماعی تجربه خواهند کرد. سلامت روان مردان نه یک مسئله شخصی، بلکه یک ضرورت اجتماعی است که برای داشتن جامعهای سالمتر باید به آن توجه ویژهای داشت.
دکتر امین رفیعی پور- پزشک،دکترای روانشناسی سلامت- رئیس کمیته روانشناسی فدراسیون پزشکی ورزشی
ارسال نظر